کد خبر : 107677
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۱ - ۷:۵۱

یادداشت از محمد رضا کمیلی | کهنه زخم اعمال فشار عراق بر زائرین پاکستانی؛ چراها و راه حل

یادداشت از محمد رضا کمیلی | کهنه زخم اعمال فشار عراق بر زائرین پاکستانی؛ چراها و راه حل

از حدود ۵ سال قبل سفر اتباع پاکستانی در ایام اربعین به عراق همیشه با مسائل و مشکلاتی روبرو بوده و دولت عراق موانع را در آخرین لحظات برداشته است.

به گزارش وب سایت خبری پیک شرقی؛ «محمد رضا کمیلی» کارشناس مسائل پاکستان با ارسال یادداشتی نوشت؛ عدم پذیرش زائرین پاکستانی توسط دولت عراق در ایام اربعین یا حداقل اعمال محدودیت و مانع در مسیر سفر آنها سخن تازه ای نیست.
هر چند این روزها رسانه ها به این موضوع می پردازند و بسته بودن مرز زمینی شلمچه از سوی عراق برای زائرین پاکستانی را بازتاب می دهند ولی باید دانست که ماجرای سخت شدن سفر زائرین پاکستان در ایام اربعین به عراق حکایتی ۵ ساله دارد.
یعنی از زمانی که ارزش پول ملی عراق رفته رفته بیشتر شد، سفر زائرین پاکستانی به این کشور نیز سخت تر شد و سفارت عراق در پاکستان ابتدا با اعمال محدودیت صدور ویزا برای افراد بالای ۲۸ سال موانع را شروع کرد. سپس این محدودیت تا ۴۰ سال افزایش یافت و اینک طبق شرط جدید تنها افرادی ویزا دریافت می کنند که بالای ۴۰ سال سن داشته باشند و خانواده آنها نیز همراهشان سفر کند ولی چرا؟
دولت عراق به صورت غیر رسمی دلیل این محدودیت ها و موانع را جلوگیری از سفر جوانان کم درآمدی می داند که جویای کار هستند و پس از ورود به عراق در کارگاهها و کارخانه های این کشور به صورت غیر رسمی مشغول به کار می شوند.
البته این یک حقیقت است که جوانان بنگلادشی و پاکستانی طی سال های اخیر سعی کرده اند در عراق مشغول به کار شوند و علی رغم اتمام مدت ۳۰ روزه ویزای خود حاضر نشده اند به پاکستان برگردند ولی آیا این دلیل موجهی است که بخاطر کنترل چند هزار نفر مانع سفر چند ده هزار نفر بشویم. در اصل به نظر می رسد دولت بغداد اقدام به پاک کردن صورت مسئله کرده است نه حل مشکل.
اگر بسته شدن مرزهای عراق را کهنه زخمی درمان نشده بدانیم در نوشتار حاضر قصد داریم عوامل ایجاد این زخم و عدم بهبود آن را بررسی کنیم.
حل مسئله دولتی است نه مردمی
پاکستان دومین کشور پر جمعیت اسلامی و سومین کشور پر جمعیت شیعی جهان است با این حال گروه های مردمی نمی توانند مشکل باز بودن مرزها را حل کرده و با دولت بغداد رایزنی داشته باشند این وظیفه دولت پاکستان است که با توجه به نیاز اتباع خود به رایزنی با دولت عراق پرداخته و سعی در حل ریشه ای مشکل زوار پاکستانی داشته باشد. اتفاقی که متاسفانه رخ نمی دهد و دلایل آن را می توان موارد زیر دانست.
عدم وجود قدرت مطالبه گری در شیعیان
شیعیان پاکستانی در استقلال این کشور ( سال ۱۹۴۷) نقش بسیار موثری داشتند و حتی شخص « محمد علی جناح» بنیانگذار پاکستان یک شیعه بود ولی متاسفانه پس از علامه مفتی جعفر حسین رفته رفته شیعیان دچار اختلافات درونی و چند دسته گی شدند. مکر دشمنان سبب شد دسته های مختلف شیعی آرام آرام رو به روی هم قرار بگیرند و فعالیت از موازی کاری به تقابل برسد. در چنین شرایطی شیعیانی که ۲۵ درصد جمعیت پاکستان را تشکیل می دهند حتی یک نماینده مستقیم در پارلمان این کشور ندارند و مجبورند ضمن ائتلاف با احزاب سکولار عضو پارلمان شوند.
بدیهی است که این مشکل درونی سبب شده تا شیعیان از قدرت دهه ۸۰ خود فاصله بگیرند و قدرت مطالبه گری از دولت را نداشته باشند. وجود چنین قدرتی سبب می شد تا دولت خود را موظف به حل مشکل شیعیان بداند ولی در شرایط فعلی اگر اتفاقی به نفع شیعیان رخ دهد آن را می توان نوعی لطف دولتی دانست نه چیز دیگر
عدم وجود انگیزه در دولت اسلام آباد
دولت عمران خان علی رغم مشکلات سیاسی و اقتصادی که داشت و حتی در سوانحی مانند شهادت جمعی از شیعیان هزاره در شهر کویته مقابل احزاب شیعی حامی خود را از دست داد ولی مهره های مانند «ذوالفقار عباس بخاری و شیرین مزاری» داشت که خود از شیعیان معتقد به زیارت هستند و تلاش خوبی برای حل مشکلات عزادارن حسینی داشتند. در زمان عمران خان، «شاه محمود قریشی» وزیر خارجه وقت پاکستان با همتای عراقی خود دیدار می کرد و حداقل پانسمانی کوتاه مدت بر زخم عمیق مسیر زیارت زائرین حسینی قرار می داد.
با روی کار آمدن شهباز شریف، مشکلات سیاسی و اقتصادی پاکستان از یک سو و بی انگیزگی دولت از سوی دیگر سبب شد تا در سال جاری هیچ رایزنی جدی با دولت عراق برای حل مسئله زائرین پاکستانی صورت نگیرد.
دیگر از احزابی مانند مجلس وحدت مسلمین که سخنشان تا حدی در دولت عمران خان اثر داشت نیز خبری نیست و عملا زائرین پاکستانی از سوی دولت و مقامات رسمی حمایت نشدند. همین موضوع سبب شده تا عراق به راحتی یک تصمیم سلبی گرفته و آن را اعلام کند.
عدم نظارت روی قافله سالارها
موضوع مهم دیگر این است که در پاکستان نظارتی روی عملکرد کاروان سالارها وجود ندارد. آنها به راحتی زائرین را ثبت نام می کنند. تمام پول را دریافت می کنند و حتی ممکن است در میانه راه زائرین را تنها گذاشته و متواری شوند. بارها پیش آمده که آنها جنازه زائرینی که در طول مسیر از دنیا رفته اند را رها کرده اند. همین افراد جوانان پاکستانی را فریب داده و با اخذ مبالغی سنگین آنها را به عراق می برند و به کارگاهها و دلال های کار معرفی می کنند.
اگر از کاروان سالارها ضمانت های لازم اخذ شود و آنها موظف به پاسخ گویی باشند هرگز اجازه نخواهند داد حتی یک نفر از اعضای کاروان در کشوری بمانند و به پاکستان بازنگردند.
پاک کردن صورت مسئله توسط دولت عراق
در عراق نیز وضع چندان بهتر از پاکستان نیست. دولت عراق با مشکل کارگران غیر قانونی مواجه است ولی به جای اینکه مسئله را با تصویب قوانین نظارتی سخت و اعمال فشار بر کارفرمایانی که از کارگران غیر قانونی استفاده می کنند حل کند تصمیم گرفته صورت مسئله را پاک کرده و مانع زیارت زائرینی شود که از لحاظ مالی در مشکل هستند و به صورت زمینی سفر می کنند.
حقوقی که کارگر پاکستانی در عراق دریافت می کند حدود ۴۰۰ دلار است در حالی که یک کارگر عراقی نزدیک به ۸۰۰ دلار دریافت می کند. طبق اعلام برخی کارفرمایان کارگران پاکستانی ۲ برابر کارگران عراقی کار هم می کنند. در چنین شرایطی مشخص است که کارفرمایان علاقه به جذب کارگران پاکستانی پیدا می کنند.
اما راه حل چیست؟
اگر دولت عراق به نیروی کار احتیاج دارد بایستی مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس ساز و کار بسیار محکمی را وضع کند و با نظارت بیشتر بر کارفرمایان امکان استفاده از کارگران غیر مجاز را از بین ببرد.
کارگری که به صورت قانونی در عراق مشغول به کار است نیز مالیات و… پرداخت می کند و دیگر تهدیدی برای دولت بغداد محسوب نمی شود.
در صورت حل این مشکل امید می رود که کهنه زخم زیارت زائرین پاکستانی التیام یافته و شرایطی که را که اینک شاهد آن هستیم دیگر مشاهده نکنیم.
فراموش نکنیم که احتمال بازشدن مرزهای زمینی برای زائرین پاکستانی مانند هر سال وجود دارد ولی اگر دست روی دست گذاشته و پیگیری صورت نگیرد سال بعد هم با همین وضعیت مواجه خواهیم بود.
انتهای پیام/.